خرید بک لینک
یکی از سرگمی هام تو راه دانشگاه رد شدن از کنار مغازه ای که درش به صورت اتوماتیک مثل در یه تالار مجلل باز میشه. هر دفعه اینقدر نزدیک از کنارش رد میشم که حتما درش باز شه. بعد به خودم افتخار میکنم و هار هار میخندم :دی

+

عزیزم برای من کلمه ای برای ابراز محبت نیست. در واقع وقتی عصبانی میشم طرف رو عزیزم خطاب میکنم. مثلا امروز وسط یه بحث جدی گفتم ببین عزیزم....
واضحه که بحث دیگه همون بحث قبلی نشد:|

+

حس میکنم دیگه رشتمو دوست ندارم البته نمیدونم حالا که این رشته رو دوست ندارم چی دوست دارم :|

+

این روز ها بی همگان به سر شود، بی سلینجر به سر نشود!
چقدر زویی رو موقع برداشتن تلفن دوست داشتم....
حتی دوست ندارم صفحات اخرشو بخونم که تموم بشه!

برچسب: فرانی و زویی,فرانی و زویی pdf,فرانی و زویی انتشارات,فرانی و زویی دانلود,فرانی و زویی سلینجر,فرانی و زویی ترجمه میلاد زکریا,ترجمه های فرانی و زویی,فراني و زويي,کتاب فرانی و زویی,رمان فرانی و زویی, نویسنده: آراد کریمی تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 19:49

صفحه بندی