صبح زود ساعت ۱۰ با فرد ناشناسی مکالمه ای بدین شرح داشتم:
+ (با صدای خواب آلود ) بله؟
-فرزانه خودتی؟
+اره. ( ۱۰ ثانیه مکث) شما؟
-زینبم
+کدوم زینب؟
-اشکال نداره با خودش حرف میزنم
+اره بهتره با خودش حرف بزنی
و ادامه خواب. به نظرم بابام بود. صداشو نازک کرده بود که منو از خواب بیدار کنه :|
وگرنه تا الان یا دوباره زنگ میزد یا پیام میداد!
در ضمن نذارین مامان هاتون دستور شیرینی مبادله کنن وگرنه یه بار هم مجبور میشین دست و رو نشسته صبح زود ساعت ۱۱ برای دوستتون عکس استکان منصور بفرستین :|
+پاترونوس من فُک شد. اگر کسی هست که پاترونوسی به این مزخرفی و بی معنیی داره اعلام کنه با هم همدردی کنیم:|
++هرچی تلاش کردم خودمو قانع کنم این ماکارونی که پختم نه تنها قابل خوردنه بلکه خوشمزه اس و کشف مزه های نو محسوب میشه، نشد:|
برچسب:
نویسنده: آراد کریمی
تاريخ: پنجشنبه
8 مهر
1395 ساعت: 6:13