جمعه ۲۹ ارديبهشت ۹۶
خیلی عصبانی بودم ولی نمیدونستم چرا. فکر کردم بهتره یه دلیل منطقی برای عصبانیتم پیدا کنم و اخرین اتفاقی رو که ازش راضی نبودم به عنوان دلیل در نظر گرفتم ولی کمکی نکرد چون اینقدر غیرمنطقی بود که اگر کسی به همچین دلیلی از دستم عصبانی میشد بیخیالش میشدم. با این که کسی بهم نگفته وقتی عصبانی هستی جذابتری و بیشتر شنیدم که چقدر عنی و مثل برج زهرمار میمونی بازم دلم میخواد بعضی روزها عصبانی و بدعنق باشم. بدی بدون دلیل عصبانی بودن اینه که وقتی میگن چه مرگته جوابی نداری بدی. عصبانیتت رو هم نمیتونی سر کسی خالی کنی. قربانی خودش تو رو انتخاب میکنه. تو این مواقع یه علامت خطر به گردنم اویرونه که میگه از حرف زدن با من خودداری کنید. این اختلال رفتاری احتمالا به تمایل من برای دستوپا زدن و تقلا کردن مرتبطه. وقتی چیزی برای جنگیدن پیدا نمیکنم و همه چیز زیادی ارومه برای خودم دشمن فرضی در نظر میگیرم وچند روزی با بهمریختگی ساختگیم حال میکنم. هر چند این بدون دلیل بودنش مثل مو توی غذا میمونه ولی من هر دفعه سعی میکنم مو رو هم قورت بدم. اون روزی که مو رو قورت بدم میشم یه جادوگر پیر.
برچسب:
نویسنده: آراد کریمی