چندماه گذشته با چندتا ریسک همراه بود که تا الان دارم با پیامدهاش دست و پنجه نرم میکنم. درگیری ذهنیش رو دوست دارم و اگر به عقب برگردم باز هم همون تصمیمها رو میگیرم. ندونسته ریسکهایی کردم که ورودی راههایی بودن که همیشه میخواستم توشون قدم بردارم. موقع تصمیمگیری حمایت خانواده که هیچی حمایت نزدیکترین دوستهامم نداشتم. خانواده میگفتن تو همیشه هر کار دوستداشتی انجام دادی اینم به لیستشون اضافه کن. هنوز هم موقع حرف زدن دوستهام میگن مواظب باش. همه ریسکهای من با این جمله شروع میشه: بذار ببینم تهش چی میشه...
+
به دوستم گفتم از فلانی خوشم میاد گفت به این دلیل و این دلیل و این دلیل خوشت نیاد. گفتم باشه و دیگه هم خوشم نیومد. دارم فکر میکنم این کراش که هیچی از هوس زودگذر هم ده بیست پله پایین تر بود:|
برچسب:
نویسنده: آراد کریمی