سرمو از پنجره بیرون کردم. نسیم گرم مطبوعی میخوره به صورتم. هوا خوش رنگه. موهام جلوی دیدمو گرفتن. الان دیگه موهام هم تو چشممه، هم تو گوشمه، هم تو دهنمه. دارم از فواید کوتاه کردن مو میگم.تازه شبیه شهرام شبپره هم شدم. نمیدونم خواننده داره چی بلغور میکنه همینجور افتادم به جون خون خشک شده روی دستم. موضوعی برای فکر کردن ندارم. دستم که زخم شد میرم سراغ بازی با عینک جدید. نوشته روی یه ساختمون خیلی دور رو بدون عینک نمیتونم بخونم با عینک حتی تارتر هم هست. از کار این عینکه سر در نمیارم. به یکی هم گفتیم پادشاه برگشت گفت پرنسس. مگه این که یکیو تحویل بگیری که تحویلت بگیرن. منطقی هم هست اعتراضی ندارم. اینم از فلسفه اسم پست. در کل میخواستم بگم کیفیت سرگرمی اونم تو زمان امتحانات در این حدی که نوشتم اومده پایین. احتمالش هست تا هفتههای آینده بودا بشم. عزت زیاد.
برچسب:
نویسنده: آراد کریمی