این شیوه دلتنگی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:09
دلتنگی, هم در من مثل ادمیزاد بروز پیدا نمیکند. زمانی به دوستم گفتم هر چه اکثریت انجام میدهند برعکس کن میشود من. لازم نیست بگوییم دیگران چطور دلتنگ میشوند اما دلتنگ بودن من انقدر افتضاح بود که تا فرد
اواسط ابان
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:09
وقتهایی که علیرغم میلم به گذشته فکر میکنم جوری است که از خودم میپرسم ایا خر کلهام را گاز گرفته بود؟ مست بودم؟ واقعا دلیل یکسری از کارهایم را درک نمیکنم. نمیدانم سایرین که از بیرون مشاهدهگر بودند
در این سرما
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:09
بدبختی نویسنده نبودن و نوشتن را دوست داشتن همین است که میخواهی بنویسی، میدانی چیزی برای نوشتن هست، چیزی ذهنت را و گلویت را اذیت میکند اما نمیدانی چیست، چگونه بنویسیاش، از کجا شروع کنی و اصلا همه ای
چرندیات بهاری
-
تاریخ: 1398/4/1 ساعت: 20:48
دوستم از این که در استانه دهه چهارم زندگیش قرار داشت ناراضی بود. گفتم از دهه سوم که بلاتکلیفی خیلی بهتره. گفت اتفاقا همین که هنوزم بلاتکلیفم سخته. برام ترسناک بود که چند سال دیگه هم بخوام همینقدر شت
سگ درون
-
تاریخ: 1398/4/1 ساعت: 20:48
اخرین روز ترم است، همهی امتحانهای عملی را گذراندیم و سال دیگر دنتال اینترن محسوب میشوم با یک مهر الکی. در گرمای حیاط دانشکده نشستهام و هیچ انگیزهای برای تکان خوردن ندارم. اکثرا به خودم میگویم فلا
بدخوابی
-
تاریخ: 1398/2/21 ساعت: 6:06
من همیشه به این معروفم که خیلی خوش خوابم و هیچ قضیهای مانع خواب من نمیشه. نه برک آپ، نه حتی عروسی خودم. بقیه نمیدونن تمام رنجهایی که اونا از بیخوابی میکشن من توی خواب میکشم. تمام چیزایی که ازشون م
Nothing lasts forever
-
تاریخ: 1398/2/21 ساعت: 6:06
نمیتونم بگم فرایند تبدیل ادمها از یه غریبه کامل به نزدیکترین دوست و بعد یه دشمن خونی با تمام چم و خم و رازهات جالبه ولی قابل توجهه. به غیر از این کلی حرف تو گلوم گیر کرده که نمیدونم چجوری بگم، یسریهاش رو حتی نمیدونم چین. برنامم همون همیشگیه، چسبیدن به کتابام و فیلم دیدن و راه رفتن، زیاد راه رفتن.
ول نکن اعظم
-
تاریخ: 1398/2/5 ساعت: 23:36
حالا که اخر سال شده و دارم به خودم فکر میکنم میبینم عجب ادم ول نکنی هستم. تو هر زمینهای که فکرش رو بکنید. مثلا دوستم میگه درسته که ادمهای کمی دور و برم هستن ولی سعی میکنم همونا رو نگه دارم که خودم ب
اولین روز اردیبهشت در ارم
-
تاریخ: 1398/2/5 ساعت: 23:36
32 روز از بهار گذشته و این اولین پست من تو سال جدید محسوب میشه. مثل همیشه اومدم غر بزنم ولی بر خلاف همیشه این کارو نمیکنم. فعلا تو هوای بهاری توی خیابون نشستم و میخوام سعی کنم به جای زر زدن یکم دور و برم رو نگاه کنم. حتی وسوسه شدم تنهاییم رو با دختری که تو اتوبوس باهاش اشنا شدم شریک بشم ولی خداروشکر...
آخر هفته سگی
-
تاریخ: 1398/2/5 ساعت: 23:36
یه متن بلند نوشتم در توضیح این که چرا این اخر هفته سگیه و همش پاک شد بازم توضیح نیازه؟
های
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 13:32
میخواستم این طلسم ننوشتن رو بشکنم. نمیشه گفت اونقدر سرم شلوغه که وقت نمیکنم بنویسم یا اونقدر زندگی ارومی دارم که چیزی برای نوشتن ندارم. بدون هیچ دلیل مشخصی فقط نمینویسم. تنها چیزی که میدونم اینه که نو
خطر اسپول شدن جنایت و مکافات
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 13:32
بعد از خوندن جنایت و مکافات احساس ازادی میکنم. نه به خاطر این که راسکلنیکف کلی مکافات میکشید و در اخر زندانی شد بلکه به خاطر این که داستایفسکی خیلی خوش تعریفه و خوندن این کتاب سه ماه طول کشید. منم به
در نکوهش مسوولیت
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 13:32
بوی سمهک دریا میامد و من از این همه بی مسوولیتی دو پله به عرش الهی نزدیکتر شده بودم. فکر نمیکردم عامل همه پنیک اتکهام مسوولیت باشه. وقتی چندتا ادم دور و برم هستن که میتونم با خیال راحت هر اشتباهیی
فواید کدئین
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 13:32
احساس رهایی و ازادی کاذبی دارم. فکر میکنم به خاطر کدئینایه که انداختم بالا ولی مغزم احمقتر این حرفاس. فکر میکنه یه خاطر اینه که این هفته تمام مریضها و بخشها بدون هیچ دردسری گذشتن و حتی جایی که است
دو نکته
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 13:32
یک. لکن تولدتان طوری نباشد که انگار خودتان نیز به زور امدهاید. در واقع من فهمیدم که به هیچ عنوان تولد گرفتن و مهمونی دادن رو دوست ندارم مگه این که یه نفر مسوولیت کارها رو قبول کنه که در این صورت دی
مریض بدقلق
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 17:18
از اولین مریض ترمیم این ترمم بگم که روزی دوبار بهم زنگ میزنه و در مورد مشکلات دندونش باهام صحبت میکنه. تقصیر خودمه که شمارمو بهش دادم. این از این. ولی مرحله جلب اعتمادش پروسه سخت و طولانی بود. پرسیدم
Case selection
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 17:18
خودمم نمیدونم کی میخوام دست از مانیفست نوشتن در مورد ادمها و ارتباطات اینجا بردارم. یا به صورت عامیانهتر کی دیگه غرغر نمیکنم؟ چون هنوز دانشمندان تاریخ دقیقی برای این مسئله پیدا نکردن و احتمالا مثل ق
در مزیت و مذمت داشتن خوان
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 17:18
یکی دو نفر نوشته بودن تو رابطه با ادمها سلسله مراتب دارن، خوان اول و دوم و سوم دارن و تو مرحلههای اخر بیشترین درجه کریزی بودن خودشون رو نشون میدن. طبیعیه که همه ادمهایی که میتونن چهارتا رابطه درست
جبر زندگی
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 17:18
همیشه اول حسابی اعصابم خورد و خاکشیر میشه و خلقم حسابی تنگ میشه تا این که بسته به موضوع از چند ساعت تا چند روز بعد میفهمم برای چی دارم اینقدر خودم و بقیه رو شکنجه میدم. الان هم یادم اومده اهااا من از
نوعی اختلال خفیف
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 17:18
اختلال به یسری علائم گفته میشه که در روند عادی زندگی وقفه ایجاد کنه. البته ویژگیهای دیگهای هم داره که خیلی مورد علاقه من نیست. اختلالی که هنوز برام وقفه ایجاد نکرده یه دو قطبی خیلی خفیفه که زندگی ب